الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
78
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
هاشم براى دعا و عبادت به كوه ثبير مىرفت تا اينكه در خواب ديد كه به او مىگويند با سلمى نجاريه ازدواج كن . اعراب به هاشم و برادرش مطّلب ، به خاطر زيبايى و جمالى كه داشتند ، دو ماه مىگفتند . « 1 » هاشم در غزّه وفات يافت ، در حالى كه بيست سال داشت و بعضى مىگويند كه او بيست و پنج سال داشت . « 2 » هاشم اولين نفر از پسران عبد مناف بود كه مرد . بعد از او عبد شمس در مكّه از دنيا رفت و او را در سرزمين اجياد دفن كردند « 3 » و بعد از او نوفل در راه عراق ، در جايى به نام سلمان از دنيا رفت و بعد از او مطّلب در رومان « 4 » سرزمين عراق از دنيا رفت . بعد از هاشم ، اطعام كردن و آب دادن به برادرش مطّلب رسيد ؛ چون فرزند هاشم ، عبد المطّلب ، كوچك بود . « 5 » 4 . عبد مناف نام او مغيره و كنيهء او عبد شمس بود و به خاطر زيبايى و جمالش به او ماه مىگفتند . عبد مناف ، عبد العزّى و عبد الدار از يك مادر بودند به نام حبّى دختر حليل . او ميان قريش و حبشيان قرارداد بست و به آن قسم خورد .
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . سرسلسلهء علويه ، ص 2 . ( 3 ) . ر . ك : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 92 . ( 4 ) . رومان در يمن است و در عراق نيست . رك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 40 . ( 5 ) . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 14 .